۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه

سازمانهاي يادگيرنده


مشغول مطالعه ي كتاب رقص تغيير بودم و در ذهنم ويژگيهاي تغيير در سازمانهاي يادگيرنده را مرور مي كردم . با خودم فكر كردم واقعا سازمانهاي ما كدام يك از هشت ويژگي سازمانهاي يادگيرنده را دارد . من هرچه تجزيه و تحليل كردم به نتيجه خاصي نرسيدم . سازمان يادگيرنده همچون هر سازمان ديگري از ويژگيهايي برخوردار است که توجه به آنها خالي از لطف نيست:

1- سازمان يادگيرنده درد و عشق آموختن دارد.

2- سازمان يادگيرنده با مشکلات مأنوس و خوگير نمي شود.

3- سازمان يادگيرنده از الگوي ذهني پوينده‌اي برخوردار است يعني الگوي ذهني خود را نسبت به مسائل شناسايي مي كند و آنها را دائما مورد ارزيابي و سنجش قرار مي دهد.

4- سازمان يادگيرنده کارکناني يادگيرنده و خلاق دارد.

5- سازمان يادگيرنده از تجربه هاي خود پند مي گيرد اما صرفا بر تجربيات متکي نيست. تاکيد بيش از حد بر تجربه هاي گذشته از سر ساده انديشي و زودباوري نتيجه مطلوب و بهينه را از سازمان دور مي کند.

6- سازمان يادگيرنده علت مشکلات را در خود جستجو مي کند. به عبارت ديگر، سازمان يادگيرنده مي بايست کمبودها را شناسايي کند و براي رفع و جبران آنها تجهيز شود.

7- سازمان يادگيرنده يادگيري گروهي را تسهيل و ترغيب مي کند.

8- سازمان يادگيرنده تلفيق کننده اهداف فردي و اهداف سازماني است. سازمان يادگيرنده تحقق نمي يابد مگرآنکه اهداف انسانهاي خلاق و دانش آفرين با اهداف سازمان يکي شود ودراين يک سويي و هم راستايي، رشد و يادگيري پديدارشود. سازمان يادگيرنده باتلاشهاي مديريت ارتقا مي‌يابد، اما بدون همکاري و همراهي اعضاي شايسته، هيچگاه امکان وجودي پيدا نمي کند.

۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

بهره وري




مدتي است كه درگيري پروژه اي تحت عنوان به « بهره وري نيروي انساني » هستم. مطالب زيادي در اين مورد ترجمه و گردآوري كردم. مطالب مذكور با توجه به وضعيت و شرايط موجود در جامعه هيچ سنخيتي ندارد و من هم از گذاشتن مطالب در وبلاگ منصرف شدم . با خودم فكر مي كردم كه اگر در اين چهار سال آينده ميزان بهره وري افراد در سازمانها به همين منوال باشد واقعا چه بلايي بر سر سازمانها و شركتهاي ما خواهد آمد . به هر وبلاگي سر مي زنيد با توجه به مطالب موجود و نوشته ها، پي به حال و هواي دروني فرد خواهيد برد. يكي از واژه هاي كه جديدا و خيلي زياد بين دوستان به كار برده مي شود، واژه اي است تحت عنوان « در حد تيم ملي يا در حد المپيك » كه نشان دهند بيش از حد بودن چيزي مي باشد . خلاصه ، با اين توضيح خواستم بگم كه بهره وري اين سازمانهاي كه من مي بينم در حد زمينهاي خاكي شهرستان هم نيست و نخواهد بود.

۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

كوچك كردن دولت : (بحثي در مورد تعديل نيروي انساني)


به دنبال مطالبي در حوزه منابع انساني جهت انجام پروژه اي ، چند روزيست كه سرگردانم و طبق معمول مشغول شخم زدن، سايتهاي و وبلاگها هستم و به صورت اتفاقي به سايت يكي از استادان دوران كارشناسي ارشد( دكتر دانش فر) برخورد كردم كه مطالب كلاسي دانشجويان را به صورت خلاصه در وبلاگش قرار داده بود . با ديدن مطالب دوران گذشته برايم زنده شد و باعث گرديد با چند نفر از همكلاسيهايم كه چند ساليست از هم خبر نداريم تماس بگيرم و حال دوستان عزيزم را جويا شوم . هرچند مطالب زير كاري از دوران دانشجويست ولي خواندن آن خالي از لطف نيست .



كوچك كردن دولت :
(بحثي در مورد تعديل نيروي انساني)


ارائه دهنده : بهمن سعيد پور

بيان مساله:
عمليات كوچك كردن بخش عمومي به طور فزآينده سهم عمده اي از تحولات كشورها يا در حال توسعه را خود اختصاص مي دهد. در ميان ميراث هاي ناميمون توسعه تحت رهبري دولت ، بورو كراسي متورم و سازمان هاي دولتي مملو از كارمند ، مشكلات خاصي را ايجاد كرده اند . كاهش نيروي كارگر – به ويژه در كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران بسيار دشوار است. مستلزم آن است كه ميليون ها كارگر ، بخش دولتي را ترك كنند.

علل مساله:
- تمايل به استخدام مادام العمر
- هزينه سنگين خريد كاركنان دولت
- عدم وجود اعمال مديريت استراتژيك منابع انساني در دولت
- عدم وجود زير ساختارهاي اداري و لازم
- موانع فرهنگي

پيامدهاي بزرگ بودن دولت :
- هزينه سنگين سازمانهاي دولتي
- عدم استرسي به نيروهاي شايسته و متخصص بعلت پر بودن پيشنهادها و جايگاه هاي اداري
- گسترش بورو كراسي عواقب منفي آن
- عدم ارتباط صحيح و سريع مردم با مسئولين
- پايين بودن كارايي و بهره وري بخش دولتي
- منفعل بودن بخش خصوصي و تعاوني
- پايين بودن مشاركت

پيشنهادات:

1- كوچك سازي نبايستي مقدم بر خصوص سازي باشدو اقتصادي قابل توجيه و توصيه است.
2- فعاليت هايي كه بايد قطع شوند و كاركناني كه بايد خدمتشان خاتمه داده شود مي بايستي قبلا از پيشنهاد و باز خريد شناسايي شود.
3- ساز و كار مورد استفاده برشناسايي كاركنان مازاد، بايد با هر يك از موارد تطبيق داد شود.
4- از پرداخت هاي اضافي باز خريد و خسارت به كاركنان بايد اجتناب شود.


۱۳۸۸ فروردین ۲۲, شنبه

تغيير رنگ



وقتي كه از پله ها بالا مي روم به ديگران خوبي مي كنم چرا كه در موقع سقوط با همين مردم روبرو مي شوم .


چند روزيست كه اتفاقات بسيار عجيب و غريبي در سازمانها در حال وقوع است، جايگاه و پست سازماني و تنه خيلي ها به لرزه درآمده . بسياري از افراد كه به مديران ارشد سازماني وابسته بودند رنگ عوض كرده اند و موضع و رفتارهايشان بسيار تغيير كرده و ي جورهاي همه با هم مهربان شده اند . مديراني كه يك هفته بايد توصف بودي تا زيارتشان كني حالا مرتب به اتاق كارشناسان سر مي زنند و در بعضي از موارد حق را به كارمندان سازمان مي دهند . افرادي كه در حوزه هاي تخصصي خود مشغول فعاليت هستند و تضمين كننده جايگاه آنها رفتار و كردارشان بوده از تغيير و تحولات باكي ندارند و در بعضي از موارد بسيار خوشحال هستند . روز مرگ مدير روزيست كه زير دستانش از رفتنش خوشحال باشند . اميدوارم كه هيچ مديري به چنين مرگي مبتلا نشود .

۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

ارتباطات غير رسمي

سال 85 مشغول نوشتن پايان نامه كارشناسي ارشد بودم و همزمان در شركتي به صورت پاره وقت كار مي كردم . در فصل سوم پايان نامه نيازمند آمار تعداد مديران سازمان بودم . با روي گشاد و فراغ بال راهي منابع انساني شدم و پس از جستجوي زيادي مسئول قسمت آمار را پيدا كردم . در راه داشتم به اين فكر مي كردم كه بنده چون دانشجوي كارشناسي ارشد هستم و مي خواهم در شركت كار پژوهشي آنجام دهم تمام همكاران آن واحد با من همكاري لازم را خواهند كرد. بسيار مودبانه در زدم و وارد اتاق آمار شدم.
- سلام عرض كرديم
- سلام ( چون سرو وضم خيلي مرتب بود بنده خدا ترسيد ! نكنه كاري باشه )
- بنده فلاني ... دانشجوي كارشناسي ارشد هستم و موضوع پايان نامه ام ..... است . نيازمند آمار تعداد مديران شاغل در شركت هستم .
- آقاي محترم موضوع به من هيچ ارتباطي ندارد و آماري كه شما مي خواهيد كاملا محرمانه است برو از طريق اتوماسيون به آقاي فلاني نامه بزن ! ايشان اگر اجازه بدهند من اقدام مي كنم. ( فهميد كه كاري نيستم )
- اتوماسيون چيه ؟ من كه دسترسي ندارم ! من دانشجو هستم و كسي را نمي شناسم ؟
- نه اين اطلاعات محرمانه است و به هر كسي نمي دهند .
- بيا و لطف كن كارم بسيار خوب داره پيش ميره
- آقاي محترم من مامورم و معذور
- آقاي مهندس اين اطلاعاتي كه شما مي فرمائيد محرمانه است اطلاعاتي بسيار ساده است كه حوزه منابع انساني، جهت شفاف سازي در اختيار همه قرار مي دهد . تازه من دارم كار علمي انجام مي دهم و اين به نفع سازمان است .
- به نفع و ضرر سازمان به من ربطي ندارد ! هميني كه گفتم .

سريع از اتاق بيرون آمدم و جلو در اتاق رئيس به مدت نيم ساعت كمين كردم كه شايد اين رئيس محترم جاي بخواهد بره و بنده درحين راه رفتن بتوانم نيازهايم را به اين رئيس محترم بگم . بعد ازمدتي، انتظار سر آمد و رئيس از اتاق شان خارج شد.

- سلام جناب مهندس
- بنده فلاني هستم و مشغول نوشتن پايان نامه در مورد منابع انساني با عنوان ..... و حالا نيازمند آمار تعداد مديران شركت هستم فقط تعداد افراد به صورت عدد ؟
- آقاي محترم مي دانيد چي مي گويد!
- اين اطلاعات كاملا محرمانه است به هيچ كسي نمي دهيم !
- خواهش مي كنم آقاي مهندس بنده اگر اين اطلاعات نباشد تمام تلاشم هدر خواهد رفت.
- نه آقاي محترم اصلا امكانش نيست !

با كمال نااميدي برگشتم و با خودم فكر كردم ارتباط بين صنعت و دانشگاه يعني چه ؟ آيا اين واژه به گوش اين مسئول محترم خورده يا نه؟ حدود 2 ماه به خاطر چهار عدد بنده سرگردان بودم . تا بالاخره روزي با يكي ازدوستانم در مورد پايان نامه صحبت مي كردم و مشكلم در مورد عدد و ارقام و واحد امار به ايشان گفتم !
- گفت مشكل شما همينه! من فلاني را مي شناسم . ميخواهيد باهاش تماس بگيرم و به تفكيك رده شغلي ... آمار را از ايشان بگيرم .
- گفتم بابا چه لطفي از اين بزرگتر . البنه فلاني! اين اطلاعات محرمانه است .
- بابا جان اين اطلاعات و آمار و ارقام را هر ماه در مجلات چاپ مي كنند تو چي مي گويد.

ايشان گوشي را برداشت و تماس گرفت .

- سلام
- عليك السلام و رحمه الله
- چه خبر !
- سلامتي
- آقا من آمار تعداد نفرات را به ترتيب.... مي خوام!
- چشم ! فايلش را مي خواهيد يا پرينت بدم
- فرقي نمي كنه
بنده به خاطر نداشتن ارتباط غير رسمي در سازمان 2 ماه علاف و سرگردان بودم . مسئول منابع انساني كه تا به حال به خودش زحمت نداده ، مقاله اي در مورد منابع انساني بخواند بهتر از اين هم نمي تواند پاسخگوي مشتريان سازماني باشد . اين خاطره را به اين دليل نوشتم ، امروز با دانشجوي بخت برگشتي كه در سازمان كسي را نمي شناخت و در به در دنبال كسي مي گشت كه كمكش كند، برايم ياد آوري شد.

۱۳۸۷ دی ۲۹, یکشنبه

طرح جديد ارزش آفريني در حوزه منابع انساني

از آنجا كه هر گونه فعاليت كسب و كار بايد قابل تبديل به يك پيشنهاد ارزش براي كسب و كار باشد ، حرفه اي هاي منابع انساني نيز بايد يك پيشنهاد ارزش منابع انساني به منظور همسو كردن رويه هاي منابع انساني با واقعيت هاي كسب و كار از جمله خدمت به مشتريان ، ارائه به موقع نتايج ، سود آوري و جلب رضايت سرمايه گذاران ارائه دهند.
حرفه اي هاي منابع انساني بايد به صورت جدي براي يادگيري اينكه چگونه كارشان بر واقعيت هاي كسب و كار تاثير مي گذارد، زمان صرف كنند. هر حرفه اي منابع انساني قادر باشد به آزمون يك سوالي « چگونه كارتان براي كسب و كار اقتصادي ارزش ايجاد مي كند ؟» پاسخ دهد . فقدان چارچوب ارزش منابع انساني ، تائيد حرفه اي هاي منابع انساني را به قواي ادراكي مديران ارشد منوط مي كند.
رويه هاي منابع انساني بر هر يك از چار حوزه ارزش به طور مستقيم تاثير مي گذارند . براي مثال هر گونه تغيير سازماني براي استفاده روز افزون از كار تيمي ( يك رويه منابع انساني ) نه تنها بر روحيه و تعهد كاركنان تاثير مي گذارد . بلكه رضايت مشتري و سود آوري، كه به نوبه خود تاثير دوباره بر روحيه كاركنان دارند را نيز افزايش مي دهد .



1- كاركنان : چگونه منابع انساني بر روحيه ،تعهد ، شايستگي و نگهداشت كاركنان تاثير مي گذارد؟
2- مشتريان : چگونه منابع انساني بر نگهداشت ، رضايت و تعهد مشتريان تاثير مي گذارد؟
3- سرمايه گذاران : چگونه منابع انساني بر سود آوري ، هزينه ، رشد ، جريان نقدينگي و حاشيه سود تاثير مي گذارد؟
4- سازمان : چگونه منابع انساني مي تواند به ايجاد قابليت سازماني كمك كند؟



۱۳۸۷ دی ۱۴, شنبه

منطق رادار

1- بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم چه خوب بود اگر مي توانستم در زندگي شخصي منطق RADAR را به كار ببنديم . هر انساني داراي خصوصيات اخلاقي ، فرهنگي و ويژگيهاي خاص رفتاري خود مي باشد . براي برخورد با هركدام از اين افراد بايد رويكرد خاصي داشته باشيد تا بتوانيد به نتايج دلخواه برسيد .
2- مقدمه چيني من به اين خاطر بود كه با يكي از دوستان بسيار صميمي ام چند وقتيست كه قهر كرده ام . از خصوصيات اخلاقي اين دوست عزيزم لجوج بودن بيش از حد است كه هيچ وقت حاضر نيست با كسي كه قهر مي كند تماس بگيرد و آشتي كند . راستيش را مي خواهيد دلم برايش لك زده و به همين خاطر به دنياي مجازي روي آورده ام . آخه مي دانيد هر وقت با اين بنده خدا دعوا مي كنم اگر مقصر ايشان باشد بايد من تماس بگيرم و معذرت خواهي كنم .
3- ظاهر رويكردهاي كه به كار مي گيرم من را به نتايج دلخواهم نمي رساند . اين بار تصميم گرفته ام كه رويكردم را عوض كنم و ديگر تماس نگيرم ولي باور كنيد در جاري سازي بسيار ضعيف هستم و اين رويكرد من را به اهداف مورد نظر نمي رساند . چون مي دانم از اين سر سخت تر است كه تماس بگيرد و به خاطر رفتارش معذرت خواهي كند .

4- احساس مي كنم كه در زندگيم نقاط قابل بهبود زيادي دارم كه بايد به نقاط قابل قوت تبديل كنم . در صورت داشتن تجربه با اين گونه افراد ما را از نقطه نظرات خوبتان بي بهره نكنيد .