‏نمایش پست‌ها با برچسب متفرقه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب متفرقه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

بي اعتمادي نسبت به مديران منابع انساني



چگونه مي توان نيروهاي متخصص ، يك سازمان را نابود كرد ؟
  1. استفاده از نيروهاي غير حرفه اي در پست هاي كليدي سازمان
  2. بيكار نگهداشتن نيروهاي كليدي سازمان
  3. دادن وعده هاي الكي به كاركنان
  4. باند بازي و اداره سازمان بصورت فاميلي
  5. در اختيار قرار دادن امكانات سازمان براي تعداد محدودي از كاركنان
  6. تصميم گيريهاي آني و اجراي نمودن آن
  7. برگزاري جلسات محرمانه و بي خبري كاركنان از اخبار سازمان
  8. دخالت در تمام امور سازمان بدون كوچكترين ايده اي
  9. بي اعتماد كردن و خالي بنديهاي روزمره مديرسازمان به قول يكي از بزرگان مشكل دنيا در تعداد احمقها موجود نيست بلكه در نحوه تقسيم احمقها در پستهاي كليدي سازمان است .

۱۳۸۹ دی ۷, سه‌شنبه

سازمانهاي پيشرو

مورچه هر روز صبح زود سر كار مي رفت و بلافاصله كارش را شروع مي كرد .
با خوشحالي به ميزان زيادي توليد مي كرد .
رئيسش كه يك شير بود و مي ديد مورچه بدون سرپرست بدين گونه كار كند بسيار متعجب بود .
بنابراين فكر كرد كه اگر مورچه مي تواند بدون هيچگونه سرپرستي بدين مقدار توليد كند پس با داشتن يك سرپرست حتما مقدار توليدش افزايش پيدا خواهد كرد .
او بدين منظور سوسكي را كه تجربه بسيار زيادي در سرپرستي داشت و به نوشتن گزارشات عالي شهره بود ، استخدام نمود .
اولين تصميم سوسك راه اندازي دستگاه ساعت ثبت ورود و خروج بود .
او همچنين براي تايپ و نوشتن گزارشات به يك منشي نياز داشت .
عنكبوتي هم مسئوليت بايگاني و جواب تلفنها را به عهده گرفت .
شير از گزارشات سوسك لذت برده و از او خواست نمودارهاي كه نرخ توليد را توصيف مي كند تهيه نموده تا با آن بتوان روندها را تجزيه و تحليل كند. او مي توانست از اين گزارشات به هيئت مديره مي داد استفاده كند .
بنابراين سوسك مجبور شد كه كامپيوتر جديدي همراه با يك پرينتر ليزري بخرد .
او از مگس براي مديريت واحد تكنولوژي اطلاعات استفاده كرد .
مورچه كه زماني بسيار بهره ور و راحت بود از كاغذ بازي و جلساتي كه بيشترين وقتش را هدر مي داد بسيار ناراحت بود .
شير به اين نتيجه رسيد كه زمان آن فرا رسيده كه شخصي را به عنوان مسئول واحدي كه مورچه در آن كار مي كند معرفي كند .
اين سمت به جيرجيرك داده شد . اولين تصميم او نيز خريد ميز و صندلي ارگونومي براي دفترش بود .
اكنون واحدي كه در آن مورچه كار مي كرد به مكاني غمگيني تبديل شده بود كه ديگر هيچكس در آنجا نمي خنديد و همه ناراحت بودند .
در اين زمان بود كه جيرجيرك ، رئيس يعني شير را متقاعد كرد كه نياز مبرم به شروع يك مطالعه سنجش شرايط محيطي وجود دارد .
با مرور هزينه هاي كه براي اداره واحد مورچه مي شود . شير فهميد كه بهره وري از گذشته بسيار كمتر شده است .
بنابراين او جغد كه مشاور شناخته شده و معتبر بود را براي مميزي و پيشنهاد راه حل اصلاحي بود، استخدام نمود .
جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با يك گزارش حجيم چند جلدي باز آمد . نتيجه نهايي اين بود كه « تعداد كاركنان بسيار زياد است» .
حدس مي زنيد اولين كسي كه شير اخراج كرد، چه كسي بود .
مسلما مورچه ، چون او عدم انگيزش را نشان داده و نگرش منفي داشت .

۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

مهندس يا مدير

شايد اين داستان كمي خندار به نظر برسد ، ولي واقعيت اينست كه اطراف من كاملا داستانيست منطبق بر واقعيت .

مهندس یا مدیر !!!! ...

مردی که سوار بر بالن در آسمان در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:
ببخشید آقا؛ من قرار مهمی دارم، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟

مرد روی زمین:
بله، شما در ارتفاع حدوداً ۷ متری در طول جغرافیایی "۱٨ '۲۴ ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱ '۲۱ ۳۷ هستید.

مرد بالن سوار:
شما باید مهندس باشید.

مرد روی زمین:
بله، از کجا فهمیدید؟

مرد بالن سوار:
چون اطلاعاتی که شما به من دادید گرچه کاملا دقیق بود ولی به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟

مرد روی زمین:
شما باید مدیر باشید.

مرد بالن سوار:
بله، از کجا فهمیدید؟

مرد روی زمین:
چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید.
قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آنرا دیگران بپذیرند.
پس اطلاعات دقيق هم به دردتان نميخورد!

۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

آسانترين و ارزانترين راه مقابله با استرس

در دنياي امروزي كه استرس و اضطراب در ميان اكثر افراد از كودكان گرفته تا سالمندان موج مي‌زند، بيشتر افراد تنها به فكر تامين امرار معاش و رفع مشكلاتشان هستند و كمتر كسي يافت مي‌شود كه براي شادي و خنده وقت بگذارد و اگر هم افرادي به فكر شاد كردن و خنداندن خود باشند از ديد افراد ديگر جامعه غير عادي به نظر مي‌آيند و گويي اين افراد هيچ مشكلي در زندگي ندارند، غافل از آن كه كسي كه بتواند در برابر ناملايمات و شرايط دشوار زندگي خودش را شاد نگه دارد، عملي بسيار شجاعانه و عاقلانه انجام داده است.

به گزارش ايسنا در وبلاگ بركه آمده است: اكثر افراد جدي بودن، رسمي و خشك بودن را صفت مثبتي مي‌دانند و هيچ‌گاه به خودشان اجازه نمي‌دهند لحظاتي از اين پوسته سفت و سخت بيرون آيند و موجب خنديدن و شاد كردن خود و اطرافيانشان شوند. به همين دليل يك زندگي يكنواخت و حتي توام با افسردگي را دنبال مي‌كنند. درعوض، افراد شاد زندگي را زياد سخت نمي‌گيرند و كمتر دچار بيماري مي‌شوند.

درحالي كه استرس ريتم تنفسي را افزايش مي‌دهد، خنده اين امكان را فراهم مي‌سازد تا تبادل اكسيژن به سهولت در خون انجام شود و موجب تميزي شش‌ها مي‌شود.

برخي از اثرات مفيد خنده اين‌ها هستند:

برخلاف استرس كه موجب تسريع ضربان قلب و افزايش فشار خون مي‌شود، خنده ضربان قلب را متعادل نگه‌ مي‌دارد و فشار شرياني را كاهش مي‌دهد.

زماني كه دچار استرس هستيم، ماهيچه‌هايمان سفت و منقبض مي‌شوند. خنده بر خلاف آن، موجب شل شدن ماهيچه‌هاي صورت، گردن، سينه، شكم، دست‌ها و پاها مي‌شود.

استرس روي كيفيت خواب اثر منفي مي‌گذارد، درحالي كه خنده با مهار كردن تنش‌ها ، كيفيت خواب را بهتر مي‌كند.

استرس موجب كند شدن هضم مي‌شود. چنانچه از ته دل بخنديد، خنده موجب ورزش شكم و تكان خوردن روده‌ها شده و به هضم بهتر غذا و دفع راحت‌تر مواد زايد بدن كمك مي‌كند.

خنده اين امكان را فراهم مي‌سازد تا شما بازيگوش‌تر و شوخ‌طبع‌تر شده، تنش‌ها و ترس‌ها را برطرف كرده و موقتا منطق، سرسختي و جديت زياد را كنار بگذاريد.

درحالي كه استرس اثر بخشي سيستم ايمني بدن را كاهش مي‌دهد، برخلاف آن، خنده آن را تقويت مي‌كند و تعداد گلبول‌هاي سفيد خون را افزايش مي‌دهد.

خنده احساس راحتي آني ايجاد مي‌كند و توليد «كورتيزول» كه از آن به «هورمون استرس» نام برده مي‌شود، را كاهش مي­دهد.

خنده دماي بدن و آنزيمي كه بدن در برابر زخم معده محافظت مي‌كند، افزايش مي‌دهد و به اكسيژن‌رساني به بافت‌ها كمك مي‌كند.

خنده موجب افزايش توليد «آندروفين» و يا همان «هورمون طبيعي شادي» مي‌شود كه نقش بسيار مهمي در برطرف كردن درد دارد.

خنده كاركرد دو نيمكره مغز را با هم هماهنگ مي‌كند. به همين دليل است كه در زمان ناراحتي و يا زماني كه خوب نخنديده‌ايد، نبايد تصميمات مهم بگيريد.

خنده به ارتباطات كمك مي‌كند، پرخاشگري را كاهش مي‌دهد و سبب مي‌شود تا خطاها و اشتباهات را بزرگ جلوه نداده و هم چنين به قوه تخيل و خلاقيت كمك مي‌كند.

بنابراين به دنبال افراد شاد باشيد؛ افرادي كه هر با شما را به خنده ‌اندازند، نه افرادي كه ديگران را دست مي‌اندازند و به عيوب و مشکلات ديگران مي خندند. چيزهاي مضحك و خنده‌دار زندگي را پيدا كنيد و به آن‌ها بخنديد . به دنبال چيزهايي باشيد كه در ظاهر معقول و مهم هستند، اما آنها را غير معقول، سطحي و خنده‌دار ببينيد.

۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

سوابق كاري بعضي از ...

امروز به صورت اتفاقي به چند وبلاگ ( به ظاهر معتبر ) سر زدم و روي مطالبي كه دور و برش گل و بلبل بود كليك كردم . افرادي كه پروفايل و رزومه خود را در آن جا گذاشته بودند و خود را به عنوان مدير و مشاور معرفي كرده بودند برايم بسيار جالب بود . مثلا فلاني با 20 سال سابقه مديريت و اجرايي پروژه هاي معتبر، در زمينه صنعت باز هم درخدمت شما هستم . اين هم عنوان پروژه هاي مدير زبده :
- طراحي و نظارت بر اجراي پروژه هاي گوناگون با استفاده از ابزارهاي كنترل پروژه ( كدام پروژه هاي گوناگون )
- طراحي و پياده سازي مديريت بهره وري ( كدام بهره وري ؟ كجا ؟ با كي )
- پاس كردن درس مديريت عمومي و خواندن رفتار سازماني تا صفحه 55
- پژوهش عملياتي 1 و 2
- ور رفتن با نرم افزارهاي متعدد ( احتمالا بازي كامپيوتر بوده )
آشنايي كامل با نرم افزارهاي مديريتي از جمله :‌ WORD و نرم افزارهاي شبيه به آن

جدا بعضي از مدير هستند كه سابقه كارشون از اين هم ضعيف تره . همين شركت گوگل اين رزومه ببينه دارات ميزه . يا واقعا مي دزدنت ...

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

انچه كه در مورد سونا بايد بدانيد

چند ماهي هست كه ديگه با منابع انساني كاري ندارم و خيال خودم را راحت كردم و زدم تو ورزش ! حالا ورزشهاي كه در طول هفته انجام ميدم (‌ فوتبال ، شنا و به مقدار زيادي پياده روي سريع در چيتگر و بعضي وقتا دوچرخه سواري ) البته شكمم همچنان گنده است تقصير من نيست هر كاري مي كنم لاغر نميشه .
امروز ايميلي به دستم رسيد كه اطلاعات بسيار خوبي در مورد سونا گذاشته بود و چون خودم خيلي خوشم ويومد خواستم كه در اخيتار دوستان هم قرار دهم .


اکثر افراد اطلاعات کافي درباره مدت زمان استاندارد جهاني استفاده از سونا و بهره گيري بهتر از آن را ندارند. حال مي خواهيم با انواع سونا ، نحوه استفاده آن طبق استانداردهاي سازمان جهاني بهداشت و فوايد سونا آشنا شويم.

سونا در حقيقت حمام سنتي مردمان اسکانديناوي به ويژه فنلاندي ها است که از يک اتاق نه چندان بزرگ تشکيل مي شود. ديواره هاي اين اتاق تخته کوب شده و سکوهايي چوبي براي نشستن دارد. حرارت بسيار زيادي که از کوره اي برقي ،هيزمي يا گازسوز به فضاي اتاق سونا انتشار مي يابد، گرماي هواي اتاق را تا 100 درجه و گاه بيشتر ابالا مي برد وباعث تعريق شديد استفاده کنندگان از سونا مي شود.


انواع سونا :


به طور کلي سه نوع سونا وجود دارد :

1. سوناي خشک

2. سوناي بخار

3. سوناي يک نفره


• سوناي خشک :

بدن افراد هنگام سونا تقريبا برهنه است يعني افراد به طور معمول نبايد به جز مايو ( آن هم از جنس نخ ) چيز ديگري بر تن داشته باشندو نخستين گام شستن سر و تن با ليف و صابون است تا منافذ پوست بازتر شود و عمل تعريق و تنفس پوستي در سونا آسان تر صورت گيرد سپس بايد وارد گرمخانه (سونا) شد.



هنگام ورود به سونا شخص احساس گرماي بسيار زيادي مي کند زيرا حرارت محيط 95 يا نزديک به 100 درجه سانتي گراد و گاه بالاتر است اما دانستن اين نکته ضروري است که درجه حرارت در قسمت هاي مختلف اتاق سونا يکسان نيست زيرا در اثر خاصيت بالا رونده هواي گرم، گرماي کف اتاق سونا کمتر از سکو هاي بالايي است.

براي هماهنگ کردن تدريجي بدن با حرارت سونا بهتر است به محض ورود از نشستن در سکوهاي بالاتر خودداري کنيد. بهترين راه براي انطباق دادن بدن با حرارت سونا و کمک به تعريق بيشتر و بهتر، چند دقيقه نشستن در سکوي پايين و سپس در سکوي دوم و سرانجام در سکوي آخر است . در اين حالت گرم شدن بدن تدريجي است . خون گرماي محيط را از سطح بدن به خود جذب مي کند و به قسمت هاي دروني بدن هدايت مي کند و اين جريان تا جايي ادامه مي يابد که گرماي بدن به اوج برسد.

هنگام ورود به سونا رطوبت سطح پوست به سرعت از بين مي رود و احساس گرماي شديدي به فرد دست مي دهد اما به محض آنکه عمل تعريق شروع شود درجه حرارت بدن پايين مي آيد و فضا قابل تحمل تر مي شود.

مدت نشستن در سوناي خشک متناسب با استعداد بدن و تحمل شخص است. مجله معتبر طب و داروي ورزشي در مقاله اي درباره سونا چنين مي نويسد :

" براي فرد سالمي که هيچ گونه عارضه و بيماري نداشته باشدمدت استفاده از سوناي خشک 10تا 15 دقيقه، مدت استفاده از سوناي بخار 6 تا 12 دقيقه و مدت استفاده ازخزينه آب داغ 5 تا 10 دقيقه است . با اين حال اگر به هر دليلي احساس ناراحتي به وجود آيد و عوارضي مانند سردرد، سرگيجه، رخوت بيش از حدو تپش قلب غير عادي دست دهد بايد سونا را ترک کرد."

مرحله بعد خروج از گرمخانه ( سونا ) است. پس از خروج بايد بلافاصله زير دوش آب ولرم رفت تا عرق از تن زدوده شود . سپس مرحله خنک کردن بدن فرا مي رسد که به دو صورت است : گرفتن دوش آب سرد، غوطه ور شدن در حوضچه آب سرد .

هنگام غوطه ور شدن در آب سرد بايد تمام بدن زير سطح آب سرد قرار گيرد در غير اين صورت دوگانگي حرارت بين سر و ديگر قسمت هاي بدن به وجود ميآيد که به دليل گرماي زياد بدن خطراتي را در بر خواهد داشت .

حداکثر غوطه ور شدن در حوضچه آب سرد 2 يا 3 بار است . فرورفتن ناگهاني در آب سرد ( يا گرفتن دوش آب سرد ) باعث تغيير گردش و فشار خون از سطح به عمق مي شود و پيامد آن شوک لذت بخش و دلپذيري خواهد بود .


سوناي بخار :
سوناي بخار اتاقي گرم و اشباع شده از بخار آب است به همين دليل کف اتاق، سکوها و ديواره هاي آن را از سنگ مرمر مي سازند . بخار مورد نياز در سوناي بخار از طريق ديگ هاي توليد بخار در محوطه اي خارج از آن تامين مي شود و به وسيله لوله اي به داخل اتاق سونا جريان مي يابد تا در فضاي آن انتشار يابد و حالتي از اشباع بخار آب همراه گرما پديد آيد . سوناي بخار علاوه بر فوايد سوناي خشک باعث تلطيف و شست و شوي سينوس ها ، مجاري تنفسي و ريه ها نيز مي شود . افراد سيگاري و مردمي که در مناطق خشک و شهر هاي آلوده زندگي مي کنند مي توانند از سوناي بخار حداکثر استفاده رو داشته باشند.

مدت هر بار توقف در سوناي بخار بسته به ظرفيت و استعداد اشخاص از 6 تا 12 دقيقه است ضمن آنکه وجود شير آب سرد در اتاق سوناي بخار اين امکان را به استفاده کنندگاه از اين سونا مي دهد که هر جند دقيقه يک بار دست و صورت و بدن خود را با آب سرد خنک کنند تا بتوانند بخار سوزان سونا را تحمل کنند.


سونا ي يک نفره

سوناي يک نفره به گونه اي است که به جز سر ساير اعضاي بدن در محفظه اي قرار مي گيرد که در آن هواي گرم يا بخار جريان دارد و تعريق شديدي دست مي دهد.

اين گونه سونا ها بيشتر در سالن هاي بدن سازي و موسسه هاي لاغري رواج دارد و ادعا مي شود که خاصيت لاغر کنندگي دارد و باعث ايجاد تناسب اندام مي شود در حالي که چنين ادعايي صحت ندارد.


فايده هاي سونا :

در واقع مراحل مختلف سونا ( گرماي زياد و سرد کردن ناکهاني بدن ) باعث بروز حالتي مانند جزر و مد و جريان خون در تمام بدن مي شود که نتيجه مستقيم اين فعل و انفعال، تحريک اعصاب و غدد است و انقباض و انبساط به وجود مي آمده خود نوعي ورزش عمومي باي اندام هاي داخلي بدن محسوب مي شود.

هنگام سونا عروق سطحي بدن به دليل گرماي زياد گشاد مي شوند و باعث تغيير فشار خون شده در نتيجه اعضاي داخلي بدن تا حد زيادي از زير بار فشار خون آزاد مي شوند.

اثر رواني سونا در ايجاد حالاتي از نشاط ، انبساط خاطر و خشنودي نيز قابل توجه است. سونا مي توانند در معالجه سريع ودر بهبود شرايط عمومي آنها نيز موثر باشد زيرا پس از سونا شخص چنان احساس آرامش روحي و جسمي مي کند که گويي در يک تمرين ورزشي سنگين يا مسابقه مشکل شرکت کرده است . پيامد چنين حالتي خواب خوش و عميقي است که به فرد دست مي دهد. اصولا سونا باعث عميقتر شدن خواب به ويژه خواب ورزشکاران است.

بيشترين تاثير سونا در اشخاص سالم هنگامي است که فرد عضلات و اندام هاي خود را در ورزش يا مسابقه اي سنگين به کار گرفته و تا حد زيادي خسته کرده باشد. نتايج مفيد سونا پس از اين قبيل فعاليت هاي شديد جسمي و در رفع انقباض و سفتي عضلات بسيار چشمگير است زيرا باعث دفع سريع اسيد لاکتيک و ديگر مواد زايد از بافت هاي بدن مي شود و خستگي و کوفتگي عضلاني را به سرعت از بين مي برد و باعث مصونيت از سرماخوردگي مي شود.

تاثيرات سونا در سطح پوست بدن شگفت انگيز است به خصوص اگر همراه با ماساژ باشد. سونا در بهبود جوش هاي صورت بسيار مناسب است. سونا باعث باز شدن منافذ پوست ، تحريک غده هاي عرق و خروج مواد زائد از داخل بدن مي شود همچنين ثابت شده است سونا در افزايش فعاليت سلول هاي ذهني تاثير دارد در نتيجه پس از سوناي صحيح و کامل مي توان بهتر از قبل از عهده ورزش هاي فکري برآمد همچنين افرادي که در برنامه زندگي خود از سونا استفاده مي کنند برخورد بهتري با يکديگر دارند و از خلق و خوي آرامتري بر خوردارند

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

كمين

هم جاي دنيا انسانها مهمترين سرمايه سازمان هستند و در سازمان ما بي ارزش ترين سرمايه محسوب مي شوند ما هم به خاطر بي اهميتي اين گوهر ارزشمند رفتيم تو خط شعر و شاعر .

شعری بسیار زیبا از شاعر نامی کرد شیرکو بیکس:

كمين
(توفان هماره در كمين بود)
برگي تمامي اسرار درختش را مي‌دانست
پيوند ميان او و تالاب و نجواهاي شبانه
پيوند ميان او و پرنده و نامة مزرعه و
آمد و شد شعاع و حركت ميان واژه و
غروب در جنگل.
پيوند ميان او و مهتاب
پيوند سايه او و پسرك چوپان و
ني‌لبك‌اش
(زمستان هماره در كمين بود)
دانه‌اي شن هم
راز جويبار در سينه‌اش بود
رازو ريشه‌ها
راز او و زلف گياه و
راز او و رخسار دخترك چوپان و
راز او و سر‌چشمه
(سيلاب هماره در كمين بود)
توفان هجوم آورد
سيل هجوم آورد
برگ بر تخت شاخه و
شن بر بستر آب
هردو كشته شدند
اما هيچ‌كدام
راز عشق را نگشودند!

برگردان به فارسي: صلاح‌الدين قره ‌تپه

۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

مدرسه عشق

شعري بسيار زيبا از مجتبي كاشاني :

در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس کنند
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده ي عشق
آفريننده ماست
مهربانيست که ما را به نکويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد – به گمانم -
کوچک و بعيد
در پي سودايي ست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست

در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و رياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با تشويق تدريس کنند
لاي انگشت کسي
قلمي نگذارند
و نخوانند کسي را حيوان
و نگويند کسي را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غايب بکند
و به جز از ايمانش
هيچ کس چيزي را حفظ نبايد بکند
مغز ها پر نشود چون انبار
قلب خالي نشود از احساس
درس هايي بدهند
که به جاي مغز ، دل ها را تسخير کند
از کتاب تاريخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشا
هر کسي حرف دلش را بزند
غير ممکن را از خاطره ها محو کنند
تا ، کسي بعد از اين
باز همواره نگويد:"هرگز"
و به آساني هم رنگ جماعت نشود
زنگ نقاشي تکرار شود
رنگ را در پاييز تعليم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگي را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خلقت خلق
کار را در کندو
و طبيعت را در جنگل و دشت
مشق شب اين باشد
که شبي چندين بار
همه تکرار کنيم :
عدل
آزادي
قانون
شادي
امتحاني بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ايم

در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن آخر وقت
به زباني ساده
شعر تدريس کنند
و بگويند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما

۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

شادي الكي

بعضي وقتا به علت بيكار و يا دوباره كاري و يا سه بار كاري و يا چهار بار كاري ... ول كن بابا تمام نميشه ، بعضي از م س ئ و ل ا ن با تمام ابعاد زندگيت كار دارند . وقتي بهت مي رسند مي گويند چرا مي خندي ، چرا نيش خند مي زني ، برند شادي نبايد داشته باشي بايد برند كاري داشته باشي ، ديگه كمي فكر نمي كنه كه هدف از زندگي و كار و ورزش و ... شادابي و سلامت و خوب زندگي كردن است . جالب اينجاست وقتي مشكل داري هيچكس نمي ايد بهت بگه ، چه مرضي داري ، چرا اينجوري هستي ، چه كمكي از دست من برمياد . ياد دوراني بخير كه با كوچكترين تغيير حتي در ظاهرت ،‌ آدمهاي غريبه بيشتر از دوست و آشنا به دادت مي رسيدند .

۱۳۸۹ خرداد ۳, دوشنبه

موفقيت


تافلر،‌الوين :

جهان و محيط اطرافمان در حال تغيير است و در چنين شرايطي هيچ چيز خطرناك تر از دل بستن به كاميابي هاي ديروز نيست .

۱۳۸۸ شهریور ۸, یکشنبه

مديريت رفتارهاي فيزيولوژيك انسان

اين مقاله توسطه يكي از دوستانم براي من ارسال گرديد ، ولي متاسفانه اسم نويسنده مقاله مشخص نبود . چون موضوع مقاله براي خودم خيلي جالب بود لازم دانستم كه در اختيار دوستان ديگر هم قرار بگيرد و من هم به نوبه خودم از ايشان تشكر مي كنم.
اشاره
بيوريتم يكي از تازه ترين موضوعها در حيطه شناسايي ارگونومي ذهن است كه باشناخت جنبه هاي فكري ، جسمي و روحي شخص مي تواند در تقليل حوادث ناشي ازكار و اشتباهات بدون دليل ظاهري بسيار موثر باشد. نمونه هاي عملي - كه در اين مقاله به آنها نيز اشاره شده است - نشان دهنده آن است كه با شناختن رفتارهاي فيزيولوژيك انسان ، مي توان آنها را به نحوي "برنامه ريزي " كرد كه باحداقل هزينه ، حداكثر سود به دست آيد. اين مقاله به طور بسيار فشرده به شناساندن بيوريتم و اهميت آن و سابقه كارهاي انجام شده در اين مورد در ايران و جهان پرداخته و مواد قابليت و كاركرد بيوريتم راتوضيح مي دهد.

مقدمه

يكي از مهمترين ويژگيهاي ادارات و سازمانها، بخصوص دوائر دولتي ، توجه وعنايت خاص به حضور و غياب و بهره وري كار افراد است . از مهمترين ملاكهاي "انجام كار" در ادارات و سازمانها نيز، "حضور فيزيكي " كارمندان است بدين معنا كه حضورفيزيكي افراد با زمان انجام كار مفيد آنان معادل فرض مي شود. در اين ميان يكي ازمهمترين ويژگيهاي مربوط به نيروي انساني ، گاه ناديده گرفته مي شود: "آنها انسانند!"; اين بدان معناست كه نمي توان از آنها انتظار داشت هميشه حداكثر دقت و سرعت كار خود راانجام بدهند، هميشه بشاش و خوش برخورد باشند و يا اينكه هميشه دستورات مقامات مافوق را اجرا كنند.
يكي از مهمترين ويژگيهاي عصر ما، ورود علم و روشهاي علمي به حوزه فعاليتهاي روزمره است : از يخچال و اجاق گاز مورداستفاده كدبانوي خانواده گرفته تا رايانه هاي شخصي مورداستفاده كنندگان و از خودرو مورداستفاده همگان گرفته تا پيچيده ترين دستگاهها و ابزارآلات صنعتي و پزشكي همگي به نوعي و به شكلي برگرفته شده ودقيق ترين و ظريف ترين راهبردهاي فكري عالمان و دانشمنداني هستند كه تمدن امروزين ما وامدار ايشان است . از عمر كشف روند قابل پيش بيني رفتارهاي بشري نيز به زحمت نيم قرن مي گذرد: دانشمندان علوم رفتاري اينك مي توانند دليل منطقي بسياري ازرفتارهايي كه تا پيش از اين گنگ و يا "بيش ازحد پيچيده " به شمار مي آمد را همراه بامستندات علمي و تجربي به خوبي بيان كنند. در ذيل دو نمونه عملي اينگونه مسائل اشاره مي شود.
1 - اكثر كساني كه به سبب كار و زندگي مجبور به تحمل پروازهاي طولاني شده اند،خستگي ، بي خوابي و منگي دوسه روز اول ورود خود را از ياد نبرده اند. اين نوع خستگي ، خستگي پرواز "JET LAG" مشهور است و بر اين واقعيت استوار مي باشد كه وقتي انسان از شرق به غرب مي رود كمتر دچار ناراحتي مي شود تا غرب به شرق ، وقتي به سمت غرب مي رويم و خورشيد را دنبال مي كنيم ، روز موقتا طولاني تر مي شود.
از آنجا كه چرخه طبيعي زمان براي ساعت بيولوژيكي بيشتر افراد 25 ساعت است ،طولاني ترشدن روز، تحمل پذيرتر است تا كوتاه شدن آن "حركت از شرق به غرب ". به اين ترتيب طريق ايده آل سفرهاي طولاني آن است كه انسان همواره از شرق به غرب مسافرت نمايد منتها به طريقي كه هر روز يك نصف النهار را بپيمايد يعني هر روز سفر دقيقامساوي با چرخه طبيعي 25ساعته بشود. درعمل با تزريق هورمونهاي خاصي ، مي توان ازخستگي پرواز تاحد زيادي خلاصي يافت .
2 - ازطرف مديركارخانه اي كه 130 كارگر نوبت كار داشت ، محققي براي بررسي مسائل اين كارگران كه اغلب از بي خوابي و ناراحتي هاي جسمي شكايت داشتند دعوت شد.كارگران بر پايه برنامه هفتگي كار مي كردند: يك هفته در نوبت روز، يك هفته در نوبت شب و يك هفته در نوبت عصر. اين چرخش نوبتي كار چنان است كه انگار كارگران يك هفته در نيويورك ، هفته ديگر در پاريس و بعد در توكيو مشغول به كار هستند "به عبارت ديگر مثل اينكه مرتب درحال پرواز از غرب به شرق هستند كه اين به منزله بدترين حالات براي آهنگ بيولوژيك بدن مي باشد". محقق مذكور پيشنهاد كرد كه اولا نوبت كاري كارگران با استفاده از رجحان طبيعي بدن ، به جلو تنظيم شود و ثانيا هر نوبت سه هفته طول بكشد، چون اشخاص بيش از يك هفته براي خوگرفتن به يك وقت جغرافيايي جديد احتياج دارند. با اين برنامه ريزي جديد، نه تنها سلامت جسمي كارگران به مراتب بهتر شد بلكه كارايي آنان تا 22 درصد افزايش يافت .

سيكلهاي منظم حيات : بيوريتم
مدتي است كه در كشور ما مقالاتي در رابطه با توضيح مبحث بيوريتم ارائه مي شودكه چند نمونه از آنها در مرجع "2" ملاحظه مي شوند. اين حادثه مباركي براي انديشمندان ما مي باشد كه همواره خواستار آشنايي با نظريات نوين در حوزه مهندسي و مديريت باشند اما با اين حال ، متاسفانه ، هنوز هم اصول بيوريتم به آن اندازه كه بايد و شايدشناخته نشده است ، لذا، بي مناسبت نخواهدبود اگر بحث خود را با تعريف بيوريتم وويژگي هاي آن آغاز كنيم .
معناي اصطلاحي بيوريتم ، "ريتم حيات " است ، براساس اصول بيوريتم ، زندگي هرانسان از لحظه تولد تا لحظه مرگ مرتبا در سه سيكل خاص كه مانند منحني هاي سينوسي داراي فازهاي مثبت و منفي هستند، مي گذرد. هر انسان ، داراي سه سيكل 23دوره فعاليت هاي جسمي ، 28 دوره احساسي و 33 دوره فكري است كه به نظر مي رسدنصف دوره زماني هركدام از اين سيكلها "مثبت " و نيم ديگر آن "منفي " باشند. به عبارت ديگر، در هر 11/5 روز اول ، فعاليت جسمي همراه با تحرك ، انرژي ، قدرت جسماني بالا،كار مفيد عاري از اشتباه و توام با تحمل و پايداري است ; در 11/5 روز بعد، ضعف ،خستگي ، انرژي ذخيره اي كمتر و كاهش توانايي مشاهده مي شود. در 14 روز اول دوره احساسي ، خوش رويي ، خوش بيني ، علاقه مندي به كار و زندگي ، علاقه مندي به مشاركت فعال در امور تشريك مساعي دوره مثبت سيكل و 14 روز دوم كه همراه با بداخلاقي ،زودرنجي و تندمزاجي ، بدبيني و تحريك پذيري است . به همين ترتيب ازنظر فكري ،بعداز 16/5 روز نخست قدرت هوش و درك و فهم مطالب ، روحيه تحليلي بالا وخلاقيت جاي خود را به 16/5 روز دوم مي دهد كه مشخصات آن فراموشكاري ، تنبلي فكري ، مشكل بودن تمركز ذهن و تصميم گيري است .

واقعيتهاي جالبي در رابطه با بيوريتم كشف شده اند ازجمله :
1 - درهنگام تولد، هر سه دوره از صفر شروع شده و بالا مي روند تا به اوج خود برسند،سپس پايين آمده تا به نيمه خود "روز چهاردهم يا روز شانزدهم يا يازده ونيم روز" برسند،در اين حالت سيكل مزبور وارد قسمت منفي خود شده است . سپس سيكل حركت مي كندتا به انتهاي خود برسد. اين سيكلها حول محور زمان يا سطح بحراني نوسان دارد وفازهاي مثبت و منفي را به وجود مي آورند:
سيكل "1": بالابودن قدرت جسماني ، تحرك ، انرژي ،...
سيكل "2": خوش رويي ، خوش بيني ، علاقه مندي به مشاركت ،...
سيكل "3": روحيه تحليلي بالا، حافظه خوب ، ادراك بالا،...
سيكل "1": ضعف و خستگي جسمي ، كاهش توانايي ها،...
سيكل "2" بداخلاقي ، زودرنجي ، تندمزاجي ، بدبيني ،...
سيكل "3": فراموشكاري ، تنبلي فكري ، مشكل بودن تمركز فكر، تصميم گيري و...
2 - اين سه دوره "سيكل " دائما درحال تكرار مي باشند و يكديگر را در بسياري نقاط قطع مي كنند.
3 - منحني هاي بيوريتم همه باهم از صفر "لحظه تولد" شروع و هريك با تناوبي مشخص يافته و پس از21252 روز يعني در حدود59 سالگي ، اين سه نقطه در نقطه صفر يكديگر را قطع مي كنند. البته چون مدت زمان يكي از اين دوره ها عددي زوج مي باشد "دوره احساسي - روحي "، هر سه منحني يك بار نيز در اوايل سي سالگي "بعداز 10626 روز" با يكديگر در نقطه صفر برخورد مي كنند.
4 - هنگامي كه فاز هر سيكل عوض مي شود، يعني دوره مزبور خط زمان را قطع مي كند،آن روز را "روز بحراني " مربوط به آن دوره مي نامند. به عبارت ديگر، هنگامي كه از سيكل مثبت يك دوره به سيكل منفي آن گذر مي كنيم و خط زمان قطع مي شود، آن روز خاص را"روز بحراني " مي نامند. روز بحراني ، بخصوص درمورد سيكل جسمي ، اهميت خاصي دارد; روزهاي بحراني سيكل هاي احساسي و فكري ، به تنهايي ، فاقد اهميت مي باشند اماهنگامي كه دو سيكل در يك روز خط زمان را قطع مي كند آن روز، روز بحراني مربوط به سيكل است در رابطه با اهميت روزهاي بحراني و تفسير آنها، اختلاف نظر وجود دارد واينكه آيا روزهاي بحراني از اهميت برخوردارند يا سيكلهاي منفي ، هنوز هم به يك نتيجه گيري قطعي دست نيافته ايم . با اين حال به نظر مي آيد كه در روزهاي بحراني جسمي ، احتمال وقوع حوادثي نظير تصادفات ، ناراحتي هاي بدني و سرماخوردگي بالااست درحالي كه در روزهاي بحراني فكري ، به طورمثال ، احتمال وقوع اشتباهات قضاوتي بالاتر خواهدبود.
5 - هنگامي كه دو سيكل در يك روز، خط زمان را قطع مي كنند، بخصوص اگر يكي ازاين دو سيكل ، سيكل جسمي باشد، آن روز "بحراني تر" است و اگر هر سه سيكل همزمان و در يك روز، خ8ز بحراني مصدومين مربوطه مصادف بوده است . باتوجه به اين تحقيقات تصميم گري باشد.
6 - در روزهاي بحراني "كه به طور متوسط %20 روزها را تشكيل مي دهند" ريتم هاي تحت نفوذ يكديگر قرارگرفته و گاه حذف مي شوند.
7 - هر پنج روز يك بار، يك روز بحراني - به طور متوسط - حادث مي شود. به طورمتوسط در طي يك سال ، سه بحران دوگانه وجود دارد كه در سال سي ام يك بحران سه گانه "برخورد هر سه سيكل با خط زمان به طور همزمان " به جاي سه بحران دوگانه "برخورد و سيكل به طور همزمان با خط زمان " خواهيم داشت . به طور متوسط هر دو ماه يكبار، يك دوره سه گانه مثبت و هر دو ماه يك دوره سه گانه منفي خواهيم داشت .

چگونه از بيوريتم در محيطهاي كاري استفاده كنيم ؟
مي توان موارد ذيل را به عنوان مثالهايي از كاربردهاي عملي بيوريتم ها ذكر كرد:
1 - جلوگيري از سوانح كار:
بررسي نشان داده كه 70 درصد سوانح كارخانه هاي شيميايي و مواد پاك كننده در دهه 80 ميلادي در ايالات متحده ، زماني رخ داده كه ريتم هاي عوامل انساني ، در نقطه بحراني بوده اند. بيشتر حوادث زماني رخ مي دهند كه يك بحران دوگانه وجود داشته باشد. سازمان اداري بندر ادسا "در شوروي سابق " و نيز بعضي موسسات واتحاديه هاي كارگري به بررسي اتفاقات و سوانحي كه در حين كار انجام مي گرفت و عامل انساني در آن نقش بارزي داشت پرداختند و به كمك پژوهشگران و متخصصان به بررسي پيشامدهاي ناگوار در يك دوره دوساله پرداختند و نهايتا معلوم شد كه 56 درصد سوانح مورد رسيدگي با روز بحراني مصدومين مربوطه مصادف بوده است . باتوجه به اين تحقيقات تصميم گرفته شد تا اولا كارگران را در اين قبيل روزها از كار معاف نمايند و ثانيا،درمورد انجام كارهاي خطرناك - كه مستلزم دقت بيشتري است - كارمنداني انتخاب شوند كه بهترين مراحل دوران سه گانه ريتم كار و زندگي خود را طي مي كنند. با اجراي اين طرح ، اتفاقات ناگوار نيز به طرز چشمگيري كاهش يافتند.

2 - مسابقات ورزشي ، امتحانات و امور مربوط به عقد قراردادها:
باتوجه به آنچه گفته شداگر يك ورزشكار يا مدير از روزهاي بحراني خودآگاه باشد، مي تواند برنامه تمرينات و ياكارهاي خود را به نحوي تنظيم كند كه ضريب خطا به حداقل رسانده شود: مديران مي توانند در اين قبيل روزها با امور مهمي مانند امضاء قراردادهاي مهم به نحو آگاهانه تري روبرو شوند و سعي كنند، احتمال بروز حوادث ناگوار را تقليل دهند.

3 - بهره وري در محيطهاي كاري و توليدي :
اگر بيوريتم هاي اشخاص را بدانيم ، مي توانيم بخصوص براي گزينش بهتر افراد براي نوبت هاي كاري به طرز علمي تر و مطمئن تري اقدام كرد. مثالي از يك مورد برنامه ريزي نوبت كاري با چرخش سريع روبه جلو كه با بافت اجتماعي ما بيشتر تناسب دارد "برعكس الگوي آمريكايي كه چرخش آهسته با حلول يك هفته براي هر نوبت " در منبع "3" ارائه و بحث گرديده است . فلسفه اصلي الگوي مناسب كاري ، آن است كه نوسان سازهاي متعدد بدن انسان - كه ساعت دروني ما راتشكيل مي دهند - تاحدامكان انطباق خود را با شرايط حفظ نمايند. در كنار آن مي توان بااستفاده از جدول بيوريتمي كارمندان ، برنامه كاري به نحوي تنظيم گردد كه در روزهاي بحراني خطرناك به ايشان مرخصي اجباري داده شود و به جايشان از كساني كه در آن روزها سيكل مثبت دارند استفاده نمائيم : به اين ترتيب يكي از مهمترين وظايف اموراداري ، تهيه سيكل هاي بيوريتمي كاركنان و ارجاع مسئوليتها بر آن اساس به اشخاص خواهدبود.


در ايران ، تا آنجا كه نويسنده مطلع است ، تا به حال تحقيقي جامع و كاربردي دررابطه با بيوريتم ها و ساعتهاي دروني بدن به منظور افزايش بهره وري كاري - توليدي انجام نشده است . يكي از مهمترين مشكلات و موانع موجود بر سر راه انجام چنين پروژه اي علاوه بر مسائل فرهنگي و مالي ، عدم وجود تعداد كافي متخصصان در اين رشته مي باشد; بايد به ياد داشت كه متخصصان درپي نياز اجتماع ، تربيت شده و پرورش مي يابند. اگر جامعه صنعتي ما براي بهره وري بيشتر احساس نياز واقعي نمايد، تمامي روشهايي كه توسط آنها مي توان به پيشرفت مفهوم بهره وري كمك نمود، موردعنايت قرارگرفته و نيازهاي انساني ، علمي ، فرهنگي و مالي آنها به راحتي حل مي شوند اما چه مي توان گفت وقتي متوسط ساعت مفيد كاري در ايران 10 ساعت ، در ايالات متحده37/3 ساعت و در ژاپن 36/3 ساعت در هفته است به طوري كه ميانگين "بهره وري " هرفرد شاغل ايراني حدود يك هشتم افراد شاغل آمريكايي ، ژاپني و يا فرانسوي است .

به نظر مي رسد لازم است مديران بخصوص در بخش توليد، با ايده هاي نوين علمي در رابطه با افزايش بهره وري بيشتر آشنا گردند و سازمانها و نهادهاي مسئول ، با اختصاص بودجه هاي تحقيقاتي لازم ، هرچه سريعتر برنامه ريزي لازم براي پياده كردن اصول تحقيقات مربوط به بيوريتمولوژي در محيطهاي توليدي را شروع كنند زيرا، فردا خيلي ديرخواهدبود...

۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه

سازمانهاي يادگيرنده


مشغول مطالعه ي كتاب رقص تغيير بودم و در ذهنم ويژگيهاي تغيير در سازمانهاي يادگيرنده را مرور مي كردم . با خودم فكر كردم واقعا سازمانهاي ما كدام يك از هشت ويژگي سازمانهاي يادگيرنده را دارد . من هرچه تجزيه و تحليل كردم به نتيجه خاصي نرسيدم . سازمان يادگيرنده همچون هر سازمان ديگري از ويژگيهايي برخوردار است که توجه به آنها خالي از لطف نيست:

1- سازمان يادگيرنده درد و عشق آموختن دارد.

2- سازمان يادگيرنده با مشکلات مأنوس و خوگير نمي شود.

3- سازمان يادگيرنده از الگوي ذهني پوينده‌اي برخوردار است يعني الگوي ذهني خود را نسبت به مسائل شناسايي مي كند و آنها را دائما مورد ارزيابي و سنجش قرار مي دهد.

4- سازمان يادگيرنده کارکناني يادگيرنده و خلاق دارد.

5- سازمان يادگيرنده از تجربه هاي خود پند مي گيرد اما صرفا بر تجربيات متکي نيست. تاکيد بيش از حد بر تجربه هاي گذشته از سر ساده انديشي و زودباوري نتيجه مطلوب و بهينه را از سازمان دور مي کند.

6- سازمان يادگيرنده علت مشکلات را در خود جستجو مي کند. به عبارت ديگر، سازمان يادگيرنده مي بايست کمبودها را شناسايي کند و براي رفع و جبران آنها تجهيز شود.

7- سازمان يادگيرنده يادگيري گروهي را تسهيل و ترغيب مي کند.

8- سازمان يادگيرنده تلفيق کننده اهداف فردي و اهداف سازماني است. سازمان يادگيرنده تحقق نمي يابد مگرآنکه اهداف انسانهاي خلاق و دانش آفرين با اهداف سازمان يکي شود ودراين يک سويي و هم راستايي، رشد و يادگيري پديدارشود. سازمان يادگيرنده باتلاشهاي مديريت ارتقا مي‌يابد، اما بدون همکاري و همراهي اعضاي شايسته، هيچگاه امکان وجودي پيدا نمي کند.

۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

ارتباطات غير رسمي

سال 85 مشغول نوشتن پايان نامه كارشناسي ارشد بودم و همزمان در شركتي به صورت پاره وقت كار مي كردم . در فصل سوم پايان نامه نيازمند آمار تعداد مديران سازمان بودم . با روي گشاد و فراغ بال راهي منابع انساني شدم و پس از جستجوي زيادي مسئول قسمت آمار را پيدا كردم . در راه داشتم به اين فكر مي كردم كه بنده چون دانشجوي كارشناسي ارشد هستم و مي خواهم در شركت كار پژوهشي آنجام دهم تمام همكاران آن واحد با من همكاري لازم را خواهند كرد. بسيار مودبانه در زدم و وارد اتاق آمار شدم.
- سلام عرض كرديم
- سلام ( چون سرو وضم خيلي مرتب بود بنده خدا ترسيد ! نكنه كاري باشه )
- بنده فلاني ... دانشجوي كارشناسي ارشد هستم و موضوع پايان نامه ام ..... است . نيازمند آمار تعداد مديران شاغل در شركت هستم .
- آقاي محترم موضوع به من هيچ ارتباطي ندارد و آماري كه شما مي خواهيد كاملا محرمانه است برو از طريق اتوماسيون به آقاي فلاني نامه بزن ! ايشان اگر اجازه بدهند من اقدام مي كنم. ( فهميد كه كاري نيستم )
- اتوماسيون چيه ؟ من كه دسترسي ندارم ! من دانشجو هستم و كسي را نمي شناسم ؟
- نه اين اطلاعات محرمانه است و به هر كسي نمي دهند .
- بيا و لطف كن كارم بسيار خوب داره پيش ميره
- آقاي محترم من مامورم و معذور
- آقاي مهندس اين اطلاعاتي كه شما مي فرمائيد محرمانه است اطلاعاتي بسيار ساده است كه حوزه منابع انساني، جهت شفاف سازي در اختيار همه قرار مي دهد . تازه من دارم كار علمي انجام مي دهم و اين به نفع سازمان است .
- به نفع و ضرر سازمان به من ربطي ندارد ! هميني كه گفتم .

سريع از اتاق بيرون آمدم و جلو در اتاق رئيس به مدت نيم ساعت كمين كردم كه شايد اين رئيس محترم جاي بخواهد بره و بنده درحين راه رفتن بتوانم نيازهايم را به اين رئيس محترم بگم . بعد ازمدتي، انتظار سر آمد و رئيس از اتاق شان خارج شد.

- سلام جناب مهندس
- بنده فلاني هستم و مشغول نوشتن پايان نامه در مورد منابع انساني با عنوان ..... و حالا نيازمند آمار تعداد مديران شركت هستم فقط تعداد افراد به صورت عدد ؟
- آقاي محترم مي دانيد چي مي گويد!
- اين اطلاعات كاملا محرمانه است به هيچ كسي نمي دهيم !
- خواهش مي كنم آقاي مهندس بنده اگر اين اطلاعات نباشد تمام تلاشم هدر خواهد رفت.
- نه آقاي محترم اصلا امكانش نيست !

با كمال نااميدي برگشتم و با خودم فكر كردم ارتباط بين صنعت و دانشگاه يعني چه ؟ آيا اين واژه به گوش اين مسئول محترم خورده يا نه؟ حدود 2 ماه به خاطر چهار عدد بنده سرگردان بودم . تا بالاخره روزي با يكي ازدوستانم در مورد پايان نامه صحبت مي كردم و مشكلم در مورد عدد و ارقام و واحد امار به ايشان گفتم !
- گفت مشكل شما همينه! من فلاني را مي شناسم . ميخواهيد باهاش تماس بگيرم و به تفكيك رده شغلي ... آمار را از ايشان بگيرم .
- گفتم بابا چه لطفي از اين بزرگتر . البنه فلاني! اين اطلاعات محرمانه است .
- بابا جان اين اطلاعات و آمار و ارقام را هر ماه در مجلات چاپ مي كنند تو چي مي گويد.

ايشان گوشي را برداشت و تماس گرفت .

- سلام
- عليك السلام و رحمه الله
- چه خبر !
- سلامتي
- آقا من آمار تعداد نفرات را به ترتيب.... مي خوام!
- چشم ! فايلش را مي خواهيد يا پرينت بدم
- فرقي نمي كنه
بنده به خاطر نداشتن ارتباط غير رسمي در سازمان 2 ماه علاف و سرگردان بودم . مسئول منابع انساني كه تا به حال به خودش زحمت نداده ، مقاله اي در مورد منابع انساني بخواند بهتر از اين هم نمي تواند پاسخگوي مشتريان سازماني باشد . اين خاطره را به اين دليل نوشتم ، امروز با دانشجوي بخت برگشتي كه در سازمان كسي را نمي شناخت و در به در دنبال كسي مي گشت كه كمكش كند، برايم ياد آوري شد.

۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

منابع انساني سرگردان







1- به همراه چند نفراز دوستانم از مراكز مشاوره دانشگاههاي مالزي كه در هتل بزرگ تهران برگزار شده بود بازديد كرديم . با وصف تبليغات بسيار كمي( فقط در سطح تهران ) كه براي اين مراكز مشاوره شده بود با اندازه نمايشگاه كتاب مراجعه كننده داشت.
2- افرادي كه مشاوره ارائه مي دادند از پرسنل دانشگاههاي مالزي بودند. وقتي كه با آنها وارد بحث مي شدي، احساس مي كرديد كه به زبان مالايي با شما صحبت مي كردند . بعد از كلي گوش دادن تازه فهميدم كه اين بندگان خدا به زبان انگليسي صحبت مي كند.
3- از مهمترين ضعف هاي نظام آموزش و پرورش در ايران ، بي توجهي به زبان انگليسي بوده ، هست و خواهد بود . اين همه افراد تحصيكرده ( ليسانس و فوق ليسانس ) در آنجا بودند، دريغ از دو نفر كه بتواند به زبان انگليسي صحبت كند.
4- با خودم فكر مي كردم كه چرا اين همه جوان تحصيلكرده مي خواهند از اين مملكت فرار كنند . آيا واقعا اين سرمايه هاي انساني در اين سرزمين و با اين همه امكانات خدادادي جاي براي استفاده از آنها نيست . اين مشكل بي برنامه گي و بي لياقتي مسئولين است يا ناتواني اين همه سرمايه انساني . زماني درايران دانشگاه تاسيس شد ، كشورهاي مثل مالزي و تايلند و ... روي درخت زندگي مي كردند . حالا اين ملت اينقدر بدبخت شده اند ، به هرقيمتي كه شده مي خواهند به چنين كشورهاي پناه برند و در آنجا دانش اندوزي كنند . واقعا پديده فرار نيروهاي تحصيلكرده و جوان ( نخبگان بالقوه ) جاي خود را به فراري دادن نيروهاي تحصليلكرده و جوان داده است .
5- از نكات قابل تامل ، همراهي كردن خانواده ها و همچنين ترجيح دادن دانشگاههاي مالزي ، جهت ادامه تحصيل فرزندانشان است .

۱۳۸۷ مهر ۲۵, پنجشنبه

اندر حكايات كنكور دكتري


1 . چند ماه پيش به اصرار يكي از دوستان، در كنكور دكتري پيام نور ثبت نام كردم هرچند كه بي انگيزه گي و بي ميلي در وجودم موج ميزد و دوباره و بدون برنامه ريزي براي درس خواندن اين پيشنهاد را قبول كرد . ضرب المثلي در اين زمينه هست كه مي گويد « آدم عاقل از يك سوراخ يكبار گزيده مي شود ». ماجرا از اين قرار است كه بنده پارسال در كنكور دكتري پيام نور با رتبه خيلي خوبي پذيرفته شدم و به دليل مشكلات زيادي امكان ادامه تحصيلم در دانشگاه فراهم نشود.

2. امروز جهت دريافت كارت ورود به جلسه به آدرس كه در سايت درج شده بود مراجعه كردم. اولا پيدا كردن آدرس بسيار سخت بود چون در كوچه پس كوچه هاي فرمانيه بود و تعداد زيادي از شركت كننده ها كه مثل بنده شهرستاني بودن با اين مناطق اشنا نبودن و مثل بازي موش وگربه، همه دور هم در كوچه هاي فرمانيه مي چرخيديم ( با ديدن بعضي از خونه ها حسرت هم مي خورديم ) و از هم آدرس ديباجي شمالي خ نوريان كوچه شبنم و .... را مي پرسيديم .

3. بعد از پيدا كردن دانشگاه پيام نور با يك صف كه حدود 1000 نفر در آن بود روبه رو شديم .( مثل صف برگ هاي طرح تحول اقتصادي ) اين صف عريض و طويل فقط براي آقايان بخت برگشته بود و خانمهاي محترم بدون هيچ معطلي وارد ساختمان دانشگاه مي شدند و به راحتي كارت ورود به جلسه را دريافت مي كردند. ( چون به قول بعضي ها اينا ضعيفه هستند )

4. بي برنامه گي و بي نظمي و بي مسئوليتي و بي لياقتي و .... بعضي از مسئولين در اين گونه سازمانها باعث از بين رفتن اعتبار مدرك دكتري هم شده است . بنده چندين بار در حين گرفتن كارت به مسئول مربوطه اعتراض نمودم . مي گفت بارها با مدير صحبت كردم و مدير محترم نيز فرمودن ما نيرو نداريم كه به شما بدهيم ، برويد به ايشان اعتراض كنيد ، من هيچ كاره هستم ( كارمند به قول خودش دون پايه ) . مثل تمام كارهاي ديگر دانشگاه پيام نور، هيچ كس مسئول اين بي نظمي نبود .

5. ولي اگر دانشگاه پيام نور در شهرستان مرزي واحدي احداث نمايد . چندين نفر به طور داوطلبانه حاضر به اداره اين دانشگاه با ( پست رياست دانشگاه و حقوق و مزايا مكفي ) هستند. دانشگاه پيام نور در اكثر شهرها و شهرستانهاي كشور بدونه امكانات در حد مدرسه ابتدايي واحد تاسيس نموده و جالب اينكه معلمان مدارس با مدرك ليسانس و داشتن سابقه كار خصوصا در رشته حسابداري مشغول تدريس هستند.

۱۳۸۷ مهر ۲۳, سه‌شنبه

وب گردي

در طول هفته گذشته مطالب تقريبا خوبي در مورد بهره وري و عوامل كاهش بهره وري در ايران جمع آوري كردم و مي خواستم جمع بندي مطالب را در وبلاگم قرار دهم و همچنين به وبلاگ هاي متعددي سر زدم و با دوستان جديدي آشنا شدم . چند نكته حاصل وب گرديم بود كه در زير به آنها اشاره مي كنم .
1- هدف من از ايجاد وبلاگم همانطور كه به آن اشاره شده تجربيات خودم چه در محيط كار و چه در طول تحصيل را در اختيار دوستان و همكاران و هم گرايشهاي خودم قرار دهم وهمچنين از نظرات و پيشنهادات دوستان در اين زمينه استفاد كنم.
2- متاسفانه وبلاگ هاي كه به صورت تخصصي در حوزه خاصي مشغول نوشتن هستند بسيار كم بيننده و وبلاگ هاي كه در مورد مسائل عام و يا بسيار پيش پا افتاده ، كامنت مي گذارند بسيار پر بيينده هستند .
3- نظرات دوستان در مورد مطالب، براي كساني كه مشغول نوشتن هستند بسيار با ارزش و همچنين مي تواند باعث ارائه راهكارهاي جديد شود كه متاسفانه در وبلاگ هاي تخصصي يا كسي نظر نمي دهد يا در قالب تقدير و تشكر است .

۱۳۸۷ شهریور ۲۸, پنجشنبه

ورشكسته شدن بزرگترين بانك جهان

- ورشکسته شدن يکي از بزرگترين بانک‌هاي جهان «لمن برادرز» اخباريست كه تمام شبكه هاي تلويزيوني و روزنامه ها كشورمان و سايتهاي خبري را به خود مشغول كرده است ،غافل از اينكه بانك هاي كشورمان وضعيتي بسيار بدتر و اسفناك تر از بانكهاي خارجي دارند و يكي از عوامل اصلي تورم كمرشكن در داخل كشور حاصل سياست ها و برنامه هاي غلط اين بانك ها مي باشد.
- چندي پيش مقاله در خصوص سرمايه انساني مي خوانم كه يكي از بانك هاي انگليسي پشتوانه مالي خود شمش ، طلا، جواهرات و ... حذف و سرمايه هاي انساني بانك را به عنوان دارايي و پشتوانه معرفي كرده بود . بانك ها يا شركتهاي بزرگ خارجي وقتي كه اعلام ورشكستگي مي كنند در قبال كارمندان احساس مسئوليت كرده و قبل از اخراج كارمند وضعيت نيروي انساني را از لحاظ دانش ، تخصص ، مهارت بررسي و به شركت هاي كاريابي معرفي نمود و تا مدتها به خاطر داشتن سيستم تامين اجتماعي بسيار قوي كارمند ها خودشان را از لحاظ مالي حمايت مي كنند.
- اي كاش ما هم به جاي بزرگ كردن مشكلات كشورهاي ديگر و بررسي وضعيت بد اقتصادي آنان ( البته به قول ما ) ، مسائل و مشكلات اقتصاد داخلي، وضعيت نيروهاي انساني شركتها ( كارگران پيمانكار) و كارمند با دستمزدهاي بسيار پايين و مقايسه اين دستمزدها با نرخ تورم بررسي مي كرديم و از كارشناسان و تجربه كشورهاي ديگرجهت ارائه راه حل كمك مي خواستيم .

۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

رتبه هاي عجيب براي صنعت خودرو

چندي پيش دريكي از روزنامه ها مي خواندم كه مسئولان خودرو سازي اعلام كرده ا ند كه صنعت خودروي ايران در آينده نزديك مي تواند در رتبه اول صنعت خودرو سازي جهان قرار گيرد . از سوي ديگر اخيرا اخباري كه صنعت خودرو سازي ايران را در رتبه اي بالاتر از سوئد و ايتاليا و به عنوان دهمين خودرو ساز بزرگ جهان قلمداد كرده مطرح شده است . شايد بر اين اساس است كه مدير عامل يكي از شركتهاي خودرو سازي نيز با بيان اينكه در جهان بيش از 180 كشور وجود دارد ، ايران را جزو 10 كشور خودرو ساز برتر دنيا دانسته است و اعلام كرده كه تلاش مي كنيم تا جزو 5 كشور نخست خودرو سازي دنيا باشيم . با وجود پيشرفتهاي سال هاي خودرو سازي كشور ، نكته قابل توجه آنست كه آيا مطرح شدن چنين ديدگاه هايي با توجه به توانمنديهاي شركت خودرو سازي داخلي و مقايسه آن با صنعت خودرو در جهان واقعي و دست يافتني است . واقعيت آنست كه آمار و ارقام معتبر جهاني از ميزان توليد و رتبه بندي كشورها صحت چنين ادعاهايي را تاييد نمي كند . يكي از نكات قابل تامل آنست كه ما نبايد فقط به آمار كمي تعداد مونتا‍‍‍ژ ماشين توجه كنيم بلكه در كنار كمي بودن تعداد، كيفيت نيز بسيار حائز اهميت است .
جايگاه نخست در صنعت خودرو سازي به كشور ژاپن با توليد سالانه 5/11 ميليون خودرو اختصاص دارد . پس از آن آمريكا با توليد سالانه 11 ميليون ، چين با توليد 8/8 ميليون و آلمان با توليد 2/6 ميليون دستگاه رده هاي بعدي را به خود اختصاص داده اند . كره جنوبي كه همزمان با ايران پا به عرصه توليد خودرو گذاشته سالانه با توليد 4 ميليون در رده پنجم قرار دارد.
با توجه به آمار ارائه شده براي تحقق برخي ادعاها و اهداف مطرح شده براي صنعت خودرو كشورمان و دستيابي به جايگاه نخست در جهان بايد سالانه 11 برابر ميزان توليد كنوني و براي كسب رتبه پنجم جهاني ، بايد توليد خودرو در كشور 4 برابر افزايس داشته باشد . بهتر آنست كه مسئولان عرصه خودرو سازي قبل از اظهار چنين ادعاهاي نگاهي به آمار و ارقام شركتهاي برتر در اين زمينه بيندازند.

۱۳۸۷ مرداد ۶, یکشنبه

شركتهاي كه ادعاي جهاني شدن دارند

به خاطر موقعيت كاري كه دارم ، مجبورم در طول هفته چندين بار از اتوبانهاي تهران بگذرم . در اتوبان جاده مخصوص تهران - كرج با تابلوهاي تبليغاتي مواجه مي شويد كه 5 ماه از تاريخ مصرف تابلو گذشته ولي هنوز روي سر در شركت هاي كه به قول خودشان قدم در راه جهاني شدن گذاشته اند روبرو مي شويد . يكي از اين تابلوها كه شايد اكثر دوستان آن را مشاهده كرده اند مربوط طرح امداد نوروزي شركت هاي خودرو سازي مي باشد، كه در استراتژي اين شركتها جهاني شدن ، ارائه خدمات به مشتريان و ... بسياري از شعارهاي ديگر به قول خودشان چشم انداز و برنامه هاي استراتژيك شان محسوب مي شود . اگر جهاني شدن و ارائه خدمات به مشتريا ن و ... اينست ما معني آن را فهميديم و انشاالله به زودي به آن خواهيم رسيد .

۱۳۸۷ تیر ۲۷, پنجشنبه

شروع وبلاگ نويسي

هدف از ايجاد اين وبلاگ كمك به بالا بردن سطح دانش HR است .