۱۳۸۷ دی ۱۴, شنبه

منطق رادار

1- بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم چه خوب بود اگر مي توانستم در زندگي شخصي منطق RADAR را به كار ببنديم . هر انساني داراي خصوصيات اخلاقي ، فرهنگي و ويژگيهاي خاص رفتاري خود مي باشد . براي برخورد با هركدام از اين افراد بايد رويكرد خاصي داشته باشيد تا بتوانيد به نتايج دلخواه برسيد .
2- مقدمه چيني من به اين خاطر بود كه با يكي از دوستان بسيار صميمي ام چند وقتيست كه قهر كرده ام . از خصوصيات اخلاقي اين دوست عزيزم لجوج بودن بيش از حد است كه هيچ وقت حاضر نيست با كسي كه قهر مي كند تماس بگيرد و آشتي كند . راستيش را مي خواهيد دلم برايش لك زده و به همين خاطر به دنياي مجازي روي آورده ام . آخه مي دانيد هر وقت با اين بنده خدا دعوا مي كنم اگر مقصر ايشان باشد بايد من تماس بگيرم و معذرت خواهي كنم .
3- ظاهر رويكردهاي كه به كار مي گيرم من را به نتايج دلخواهم نمي رساند . اين بار تصميم گرفته ام كه رويكردم را عوض كنم و ديگر تماس نگيرم ولي باور كنيد در جاري سازي بسيار ضعيف هستم و اين رويكرد من را به اهداف مورد نظر نمي رساند . چون مي دانم از اين سر سخت تر است كه تماس بگيرد و به خاطر رفتارش معذرت خواهي كند .

4- احساس مي كنم كه در زندگيم نقاط قابل بهبود زيادي دارم كه بايد به نقاط قابل قوت تبديل كنم . در صورت داشتن تجربه با اين گونه افراد ما را از نقطه نظرات خوبتان بي بهره نكنيد .

۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

تعالي منابع انساني


ضرب المثلي هست كه مي گويد : از چاله ي درآمديم افتاديم تو چاه . داستان تعالي منابع انساني ماست . هنوز ارزيابي موسسه بهره وري شروع نشده ، تدوين اظهار نامه منابع انساني ( فقط منابع انساني ) يك بار ديگر شروع شد . بعضي از شركتها در ارزيابي تعالي در معيار 3 كاركنان داراي پايين ترين نمره هستند و به اندازه كتاب تاريخ ايران و باستان داراي نقاط ضعف و قابل بهبود هستند، با شنيدن خبر جايزه تعالي منابع انساني، تمام كارشناسان ادارات را جهت شركت در جايزه تعالي بسيج مي كنند.


بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم اگر اين جنتل منها دنبال جايزه و لوح تقدير هستند حداقل در اين زمينه چند نفر آشنايي درست و حسابي دارم كه لوح تقدير و سپاس را به ما بدهند و خيال اين هم كارشناس بدبخت را راحت كنم . به خدا اگر اين شركتهاي آمريكايي و اروپايي بفهمند ما در زمينه تعالي و منابع انساني اينقدر اعتماد به نفس داريم جايزه اي تحت عنوان « فوق تعالي » براي ما طراحي مي كردند .


فردا پس فردا اگر شركتهاي خصوصي بفهمند كه تعالي منابع انساني هم براي خودش جايزه ويژه اي دارد ، براي هر يك از معيارهاي مدل EFQM جايزه اي طراحي مي كنند مثلا جايزه تعالي رهبري يا جايزه تعالي استراتژي يا جايزه تعالي ... عجب پيشنهاد جالبي بود . خواهشمندم مالكيت معنوي پيشنهاد حفظ شود .

۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه

پيروان بزرگ يا رهبران بزرگ



يكي از نكاتي كه در دانشگاه درمورد اهميت رهبري ياد گرفتم، و در ذهنم باقي مانده، اين عبارت است « يك گله گوسفند با رهبري يك شير، مي تواند يك گله شير با رهبري يك گوسفند شكست بدهد ». مطالبي كه امروزه در حوزه منابع انساني نوشته مي شود، بسيار قابل توجه و با ادبيات قديم منابع انساني متفاوت مي باشد. منابع انساني يا سرمايه انساني ازعوامل كليدي موفقيت رهبران در سازمان محسوب مي شوند . مطالب زير نكته برداري از كتاب « كليدهاي طلايي مديريت منابع انساني » است .




يك روز از يك مدير پرسيدند : « چه چيزي سازنده ي يك رهبر بزرگ است؟» پاسخ داد: پيروان بزرگ ! اگر چه اين گفته كمي سهل انگارانه و جسورانه است، ولي حاوي حقيقتي است . رهبران كارها را توسط پيروان خود انجام مي دهند و صرفنظر از كاري كه يك رهبر به شخصه انجام مي دهد، چنانچه پاسخي مناسب ندهند ، او شكست خواهد خورد . بنابراين رهبران موفق به طور قطع داراي پيروان موفقي هستند.


آيا پيروان بالقوه بزرگ داراي خصوصياتي هستند كه توجه به آنها توسط رهبر بتواند موجب بالفعل شدن بزرگي آنها بشود؟ بله !


1- آنها به خوبي از پس كار خود بر مي آيند - پيروان كارآمد و موثر قادرند تا خود تفكر و تجزيه و تحليل كنند، آنها مي توانند وظايف خود را به طور مستقل و بدون نظارت و سرپرستي نزديك شخص ديگري انجام دهند.


2- آنها به هدفي در فراسوي خود متعهد هستند - پيروان موثر علاوه بر مراقبت از زندگي خود به چيزي ديگر - يك هدف، يك محصول، يك گروه كاري، يك سازمان، يك ايده - متعهد مي باشند. بيشتر مردم به كار با همكاراني كه علاوه به تعهد فيزيكي به كار خود ، نسبت به آن تعهد عاطفي هم دارند، علاقمند مي باشند.


3- آنها شايستگي و صلاحيت خود را افزايش مي دهند و تلاش خود را بر تاپير گذاري حداكثر متمركز مي كنند - موثر و كارآمد مهرت هاي سودمند براي سازمان را در خود تقويت مي كنند، و استاندارهاي عملكردي بالاتر از نياز شغل و گروه كاري خود را به به دست مي آورند.


4- آنها شجاع ، صادق و قابل اعتماد هستند - پيروان موثر و كارآمد خود را به عنوان متفكراني مستقل و منتقد كه به دانش و داوريشان مي توان اعتماد نمود ، مطرح مي سازند. آنها داراي استاندارهاي اخلاقي بالايي هستند ، به كارها و اموري كه بايد اعتبار و ارزش داده شود ارزش و اعتبار مي دهند و از قبول اشتباهات خود ترسي ندارند.

۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

منابع انساني سرگردان







1- به همراه چند نفراز دوستانم از مراكز مشاوره دانشگاههاي مالزي كه در هتل بزرگ تهران برگزار شده بود بازديد كرديم . با وصف تبليغات بسيار كمي( فقط در سطح تهران ) كه براي اين مراكز مشاوره شده بود با اندازه نمايشگاه كتاب مراجعه كننده داشت.
2- افرادي كه مشاوره ارائه مي دادند از پرسنل دانشگاههاي مالزي بودند. وقتي كه با آنها وارد بحث مي شدي، احساس مي كرديد كه به زبان مالايي با شما صحبت مي كردند . بعد از كلي گوش دادن تازه فهميدم كه اين بندگان خدا به زبان انگليسي صحبت مي كند.
3- از مهمترين ضعف هاي نظام آموزش و پرورش در ايران ، بي توجهي به زبان انگليسي بوده ، هست و خواهد بود . اين همه افراد تحصيكرده ( ليسانس و فوق ليسانس ) در آنجا بودند، دريغ از دو نفر كه بتواند به زبان انگليسي صحبت كند.
4- با خودم فكر مي كردم كه چرا اين همه جوان تحصيلكرده مي خواهند از اين مملكت فرار كنند . آيا واقعا اين سرمايه هاي انساني در اين سرزمين و با اين همه امكانات خدادادي جاي براي استفاده از آنها نيست . اين مشكل بي برنامه گي و بي لياقتي مسئولين است يا ناتواني اين همه سرمايه انساني . زماني درايران دانشگاه تاسيس شد ، كشورهاي مثل مالزي و تايلند و ... روي درخت زندگي مي كردند . حالا اين ملت اينقدر بدبخت شده اند ، به هرقيمتي كه شده مي خواهند به چنين كشورهاي پناه برند و در آنجا دانش اندوزي كنند . واقعا پديده فرار نيروهاي تحصيلكرده و جوان ( نخبگان بالقوه ) جاي خود را به فراري دادن نيروهاي تحصليلكرده و جوان داده است .
5- از نكات قابل تامل ، همراهي كردن خانواده ها و همچنين ترجيح دادن دانشگاههاي مالزي ، جهت ادامه تحصيل فرزندانشان است .

۱۳۸۷ آذر ۱۲, سه‌شنبه

شنيدن با گوش دادن فرق دارد.


بسياري از مواقع يك مدير خيلي خوب مي شنود ولي گوش نمي دهد . متوجه منظورم نمي شويد ؟ اجازه دهيد توضيح دهم . شنيدن فقط ارتعاشات صوتي است . گوش دادن معنا بخشي به شنيده هاست . با اين معني كه گوش دادن مستلزم توجه كردن ، ترجمه و تفسير و به خاطر سپاري محرك هاي صوتي است .
گوش دادن موثر كاري فعال است تا منفعل . در گوش دادن منفعل شما مثل يك ضبط صوت عمل مي كنيد و تنها به جذب اطلاعات داده شده مي پردازيد . گوش دادن فعال در مقابل ، مستلزم اين است كه « به داخل » كله ي گوينده برويد تا بتوانيد منظور او را از موضع خودش درك كنيد . شما به عنوان يك شنونده فعال كوشش مي كنيد تا به جاي آنچه كه خود دوست داريد از كلام او درك كنيد ، منظور اصلي او را از گفته هايش بفهميد . شما به شكلي بي طرفانه و بدون داوري كردن در مورد محتواي گفته ها به گوش مي دهيد . بالاخره ، شما يه يك شنونده فعال مسئوليت تكميل و به سرانجام رساندن را به عهده مي گيريد . شما همه ي كارهاي لازم به منظور دريافت معنا و مفهوم كامل مورد نظر گوينده از برقراري ارتباط را انجام مي دهيد .
چنانچه خواهان بهبود بخشيدن به مهارت هاي گوش دادن خود هستيد ،اين رفتارها را رعايت كنيد .
1. ارتباط چشمي برقرار كنيد.
2. با تكان دادن سر و نشان دادن جلوه هاي مناسب صورت ، سخنان گوينده را تاييد كنيد.
3. از رفتارها و قيافه هاي حاكي از حواس پرتي خود خودداري كنيد.
4. پرسش هايي را مطرح كنيد.
5. نقل بيان كنيد.
6. از قطع كردن سخن گوينده بپرهيزيد.
7. همزمان صحبت نكنيد.
8. نقش گويندگي و شنوندگي خود را به آرامي و رواني تغيير دهيد .

۱۳۸۷ آذر ۵, سه‌شنبه

قدرت كردار شما بيشتر از قدرت گفتارتان است


مهم نيست كه شما چي مي گوييد ، مهم كاريست كه مي كنيد ! اعمال شما با صداي بلند تر از گفتارتان سخن مي گويد . زماني كه مردم با تضاد و تعارض بين گفتارها و كردار ها روبه رو مي شوند، معمولا كردار ها را معتبر مي پندارند. رفتار و عمل شما حساب است .
معنا و مفهوم اين واقعيت براي مديران اين است كه : شما براي ديگران سرمشق هستيد . كاركنان از رفتار و رويكردهاي شما تقليد مي كنند. آنها به كارهاي رئيس خود نگاه كرده و يا آن را تقليد مي كنند و يا اينكه خود را با آن سازگار مي سازند. به هر حال اين گفته به اين معنا نيست كه حرف ها اصلا تاثير ندارند. كلمات مي توانند بر ديگران تاثير بگذارند. ولي زماني كه بين حرف و عمل تناقضي وجود داشته باشد ، توجه مردم عمدتا جذب كردارها مي شود و به گفتارها توجه كمي مبذول مي دارند.
براي روشن شدن مطلب به موضوع خود در قبال كارمندان و رفتار اخلاقي خود توجه نماييد . بسياري از مواقع مديران سازمان در مورد اهميت كارمندان خود موعظه مي كنند :« آنچه در اينجا اتفاق مي افتد تنها در اثر عملكرد كارمندان است » يا « مهمترين سرمايه ي ما كاركنانمان هستند » سپس همين مدير به كار مخالف با اين رويكرد و موضع گيري خود اقدام مي كنند . براي مثال به شكايت هاي كاركنان گوش نمي كنند ، غير از خودشان و كسي ديگر را نمي بينند ، به مسائل شخصي كاركنان توجهي ندارند . از قسمت كه خودم خيلي اعصابم ... است « بدون انجام هيچ گونه كوششي براي حفظ و نگهداري كاركنان كارآمد اجازه مي دهند تا آنها شركت را ترك كرده و به مشاغل ديگري روي آورند . زماني كه كارمندان اين تناقض و تضاد را مي بينند ، به احتمال قريب به يقين بدون توجه به گفته هاي مديران خود، رفتارها و اعمال آنها را باور مي كنند . به طور مشابه ، مديراني كه خواهان برقراري جو اخلاقي قدرتمندي در محيط كار خود هستند بايد اطمينان حاصل كنند كه كردارها و گفتارهايشان با هم منطبق و سازگار باشد . گفته هايي در مورد استاندار و معيارهاي بالاي امانت و درستي از سوي مديراني كه بي حساب خرج مي كنند ، لوازم اداري را براي كار شخصي مي برند ، از پرسنل در جهت پيش بردن اهداف شخصي استفاده مي كنند و يا معمولا دير مي آيند و زود مي روند ، گوش شنوا پيدا نخواهد كرد.
دوگانگي ها و تناقضات بين كردارها و گفتارها مي تواند بيش از هر عامل ديگر به تلاش هاي يك مدير براي اعتماد سازي به كاركنانش صدمه بزنند .
حالا با اوصاف « آيا اعمال مديران شما با صدايي بلندتر گفتارشان سخن مي گويند؟»

۱۳۸۷ آبان ۲۰, دوشنبه

چابك سازي ( Down Sizing)

يكي از عواملي كه ما را مهياي رقابت در جهان مي كند چابك سازي شركت و تغييرات ساختاري است.براي چابك سازي، ما به سيستم توليد انعطاف پذير، نيروي كار دانش پذير و ساختار سازماني كه بتواند مشوق نوآوري هاي تيمي باشد نياز داريم. چابك سازي يك استراتژي جامع براي تغييرات اساسي و برگشت ناپذيري است كه موجب برتري شركت مي شود

منظور از چابك سازي توانا كردن سازمان براي پاسخ سريع و موثر به حوادثي است كه بطور فزاينده و غيرمنتظره رخ مي دهند.دلايل محكمي وجود دارد كه نشان مي دهد چابك سازي شرط لازم براي رقابت پذيري مي باشد. هم اكنون، فناوري، شرايط بازار و خواستهاي مشتري باسرعت و در جهت هاي مختلف در حال تغيير است و چالش هايي مانند بخش بندي بازارهاي پويا، كاهش زمان رسيدن كالا به بازار، افزايش تنوع محصول، توليد براي مشتريان مشخص، كاهش موانع تجاري، بهبود در حمل و نقل و پيوندهاي ارتباطي در پيش روي شركت قرار دارند.

چابك سازي، فرايندها و افراد سازمان را با تكنولوژي پيشرفته همگام ساخته و نيازهاي مشتريان را براساس محصولات و خدمات با كيفيت خود و در يك قالب زماني نسبتاً كوتاه رفع مي كند.شركتي كه بتواند چابك سازي را پياده كند ممكن است بتواند در صحنه جهاني حضور مسلط داشته باشد. شركت چابك، توليدكننده اي است كه ديدگاه وسيعي در مورد نظم نوين جهان تجارت دارد و با توانايي هاي محدود خود به مقابله با آشفتگي ها مي پردازد و جنبه هاي مزيتي جريانات تغيير را تسخير مي كند.شركت چابك، براي بقاء و پيشرفت در محيط تغيير و عدم اطمينان بگونه اي سازماندهي مي شود كه داراي ساختارهاي سازماني منعطف و نوآور باشد تا بتواند تصميم گيري سريع را ارتقاء دهد. در چابك سازي، يكي از عوامل مهم توانمندسازي كاركنان است بطوريكه آنها بتوانند بطور موثر به انجام كار بپردازند. بسياري از سازمان ها براي چابك سازي، كارها و شغل هايشان را دوباره طراحي كرده اند و اغلب تصميم هاي مرتبط با شغل را به كاركنان واگذار نموده اند. اين انتقال مسئوليت و اختيار مرتبط با شغل از مديران به كاركنان را «توانمندسازي» گويند
يكي ديگر از عوامل مهم چابك سازي، وجود افراد منعطف و چند مهارته است. اين افراد كه از طريق آموزش، پرورش مي يابند علاوه بر دانش، مهارت و لياقت انجام كار، انعطاف پذيري زيادي در انجام وظايف ديگران(هنگام بروز مشكلات براي ديگر افراد) را دارا هستند. تفاوتي كه وضعيت سازمان از نظر ساختار نسبت به وضعيت توليد انبوه و توليد ناب دارد اين است كه در توليد انبوه سازمان مبتني بر تقسيم كار و ساختار سلسله مراتبي بوده و در حالت توليد ناب متكي بر كارهاي تيمي و افراد چند مهارته هستند كه به آنها تفويض قدرت و اختيار شده است. دراين حالت مديران برروي افراد و اطلاعات سرمايه گذاري مي كنند و عدم تمركز در اختيار، را به كار مي گيرند اما در شركت هاي چابك، ابتكار، مهارت، دانش و دسترسي افراد به اطلاعات از اهميت اساسي برخوردار است.